جهان با انتخاب‌های من ساخته می‌شود

بالاخره انتظار به سر‌آمد.
پرونده بسته و سوت آغاز مسابقه به صدا در‌آمد و اسامی نامزدها تیتر شد در رسانه و فضای مجازی و در و دیوار و پشت شیشه‌ی بقالی اکبر‌آقا.
همه از دم گرگ باران‌دیده.
سیاست‌مداری از سر تا پایشان می‌بارید.

کلید رقابت زده شد..
نامزدها عکس‌تبلیغاتی می‌گیرند با حالت‌هایی که
بارها و بارها روی آن فکر کردند.
چنان ژست می‌گیرند که گویی در حال حل‌کردن
معمای لاینحلی هستند. ژست‌های متفاوت با همان ترتیبی که عکاس می‌گوید. دست زیر چانه و نگاه به دور‌دست‌ها و آسمانی که انتها ندارد. در تمام تصاویر معصومیت از سر‌و‌رویشان می‌بارد.

 

کار‌بلدترین هستند
می‌ایستند.
می‌نشینند.
می‌نویسند.
نماز می‌خوانند
و طبق فرمول کارگردان هنرمندانه با اعتماد‌به نفس و نه طبیعی و معمولی از زوایای متفاوت عکس می‌‌اندازند و جهان را مشت می‌کنند توی دست‌هایشان تا ایران لابلای هوای ابری و رنگین‌کمان مصنوعی دیده نشود….

 

امروز و فردا هم می‌آیند و  پشت میز مناظره می‌نشینند برای دست‌به‌سر کردن رقبا و پاستور‌نشین شدن که دیدنی است این کشمکش کلامی که گاهن در چارچوب اخلاق هم نمی‌گنحد. احتمالن یکی دو نفرشان‌ هم از کوره در می‌روند
و نمی‌توانند برای تحت تاثیر قرار دادن اذهان عمومی و تصاحب جایگاهی که احساس می‌کنند صرفن برای آن زاده شده‌اند، لفظ قلم‌ صحبت کنند.

 

خدمت به مردم از روی صندلی و پشت درهای بسته.
روزهای تعطیل خواب و غیر تعطیل هم در پی حل و فصل مشکلات پیش‌امده‌ی روزهای تعطیل‌ که خب کار چندان سختی نیست با یک کلمه معجزه‌وار تمام‌ مسائل و دیدگاه‌ها را گوشه‌ی رینگ می‌برند.
تحریم. کلید واژه‌ی منحصر به آمپاس سیاسی.
صورت مسئله حذف می‌شود و روز از نو و روزگار نامیمون از نو! که اگر چشم‌اندازشان افق طلایی باشد در کلام و رفتار و برنامه‌های پیشنهادی و شناسنامه‌ی فعالیت‌های خرد و کلانشان به خوبی هویداست.

 

لازم هم نیست برای کنکاش به سالهای دورِ دور سفر کنیم.‌ همین ده سال اخیر کفایت می‌کند تا بدانیم  کاندیدای عزیز تبارش ولایی و انقلابی است یا زیر چرخ گردون کمی متمایل به چپ و راست شده بی‌آنکه قصد
و مرضی در کار باشد…!

می‌گویند زیاد جوش نزن جهان بدون توجه به نیازهای فردی مسیر هر‌روزه‌اش را می‌رود،  اما من اینطور فکر نمی‌کنم. این یک سوء‌تفاهم و یک شوخی بی‌مزه است.

من معتقدم که جهان پیرامونم با انتخاب‌های من ساخته می‌شود پس در انتخابات با چشم‌ باز و با بینش شرکت می‌کنم. دولت شهید‌جمهور علیرغم نقدهایی که به آن وارد بود به معنای واقعی خون تازه‌ای در مفهوم خدمت به مردم تزریق کرد که از چشم دوست و دشمن دور نماند.

 

که اگر  عمر این خدمت هشت سال می‌شد، بدون شک فردای درخشانی در انتظار من و شما بود.
ایرانی آباد، مستقل و قدرتمند که مردمانش دور باشند از هر نگاه چپی که ارامششان را به هم بزند.

 

رئیسی ثابت کرد در بعضی از دوره‌ های قبل، انتخاب ما اشکال داشت نه انقلابمان که اگر غیر از این بود، امروز سیاهپوش مردان خدمت نبودیم.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *