فرهنگ راهی برای کسب درآمد بیشتر!

هدف هموار نمودن مسیر پر پیچ و خم فرهنگ در جامعه برای کسب درآمد است.
کار فرهنگی یک کار هنرمندانه است که اگر نتوان شان هنرمند را در نظر گرفت، چه بسا نتوان برای فعالیت اجتماعی و درآمد زایی ایشان ارزش قائل شد. و جای تاسف دارد که هنرمند در مذیقه برای امرار معاش باشد.
البته فعالیت در این حوزه یک چیز است و به اهداف بلند و نتیجه مطلوب رسیدن حرف دیگری است. که بی شک باید صبورانه سختی ها را از پیش رو برداشت و حلاوت شیرینی رسیدن به هدف متعالی فرهنگ که همان اغنای فرهنگ‌ و اقتصاد است، رسید.
آنچه که از مطالعه تاریخ و فرهنگ گذشتگان قابل دسترسی و استناد است، ارزش فراوان دارد.‌ فقط باید راهکارهای عملی برای باز کردن گره های کور پیش رو برای مطالبه اقتصاد نفتی حاصل شود.

آنچه که در آمریکا و جهان منابع اقتصادی به شمار می رود. موزه ها و گالری، نمایشگاه ها و جشنواره ها، فیلم های سینمایی، موسیقی و رسانه ها هستند. که صد البته مثل دیگر فعالیت های اجتماعی از منافع اقتصادی و منبع درآمد فرهنگی محسوب می شوند.
و اما هنر خود به تنهایی شاید مهمترین روش برای انتقال فکر و اندیشه، باور و عقیده و نگاه متمایز نباشد؛ اما بی شک یکی از بهترین راه هاست.
البته با مختصر توجهی به زندگی هنرمندان و دایره روابط اجتماعی ایشان می توان به دایره مناسبات داخل و خارج آنها پی برد که آنچه محتمل است، هنرمند در میان مخاطبان خود تعریف می شود.

یکی از نیازهای مهم انسانی در ذات هنرمند خلق هنر است و هر گونه فعالیتی که مغایر با هنر آفرینی هنرمند باشد، در حقیقت کشتن اوست. من معتقدم اگر نویسنده ای قادر به نوشتن نباشد و قلم و کاغذ او را که از ابتدایی ترین وسایل و حتی بی خرج ترین وسیله برای تخلیه روحی و روانی هنرمند است؛ از او بگیرند، هنرمند فقط نفس می کشد و لذتی از زندگی درک نمی کند؛ چرا که‌از تبعات نوشتن آرامش درونی است که از او دریغ می شود.
اما خب استعداد یک چیز است و جهت دادن به استعداد در مسیر اهداف جامعه هم مطلبی دیگر. که اگر هر دو در یک جهت باشند و طی مسیر کنند، هم تکامل شخصیتی و هم معیشت هنرمند در کنار تحقق نیروهای خلاق ممکن می شود.
و این یعنی: توسعه اقتصادی هنر باید علاوه بر ایجاد اشتغال و افزایش درآمد.‌ رفاه هنرمند را در پی داشته باشد. تا هر نو رسیده که اولین گام هایش را در مسیر هنر می گذارد از بقای جسمی خود مطمئن باشد.
و اما نظریه دایره فقر: که هنرمندانه دلایل فقر و توسعه نیافتگی و حتی پیشرفت متوالی آن در کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته را به تصویر می کشد.

درآمد کم هنرمند، پس انداز غیر قابل توجه او و نبود تسهیلات کافی و درگیری هنرمند برای امرار معاش خود از عوامل سرشکستگی هنرمند است. و بی توجهی دولتمردان و سیاست گذاران این عرصه مزید بر علت است که راه رسیدن به توسعه اقتصادی بسیار دشوار است.
اقتصاد ایران برپایه نفت است. اما نفت هم تمام شدنی است. و در سالهای پس از ۲۰۲۰ باید مسئولان کشوری برای توسعه اقتصاد و فرهنگ به صنایع دستی و محصولات هنری و گردشگری که به نظر می رسد، در ایران جای بسی توجه دارند، به عنوان جایگزین مناسب نفت توجه بیشتری مبذول شود.
ما جزو ۱۰ کشور اول دنیا به لحاظ هنر و میراث فرهنگی هستیم. و این جای تاسف دارد که هنوز برنامه جامعی برای پرداختن به این دو اصل پیش بینی نشده است.

البته باید گفت: که صنایع دستی و هنر گردشگری بدون حضور نیروهای انسانی متخصص شاید پیشرفت چندانی نکند. باید هم سرمایه گذاری کرد. هم برنامه ریزی بلند مدت و هم از افراد با تجربه و کارآمد جهت ارتباط با بازارهای جهانی و افزایش علم مربوطه استفاده کرد.
اقتصاد فرهنگ در ایران تابع اقتصاد کشور است.
اقتصاد ایران هم وابسته به نفت است.
نفت هم طی نوسانات جهانی افت و خیز فراوان دارد و از نظر قیمت بی ثبات و آسیب پذیر است.
حال با یک حساب سر انگشتی که:
جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است.
و متوسط رشد سالانه ۱/۲۹ درصد
و ۷۰ درصد جمعیت کشور بین ۱۵ تا ۶۵ ساله هستند.
درآمد سالانه کشور در مقایسه با دیگر کشور ها کم است. به طوریکه سال ۹۴ فقط ۵ هزار دلار بوده که البته هیچ‌ خوب نیست.
حداقل ۵۰ درصد مردم باسواد هستند.
هزینه سرانه آموزش ۱۲۰ دلار است.
امید به زندگی در ایران فقط ۵۵ سال است!!
منابع طبیعی متنوع، بازارهای بالقوه بزرگ، امنیت و انسجام ملی، ورژن های مناسبی در زمینه اقتصاد برای ایران فراهم کرده است.
که صد البته تمدن غنی اسلامی و منابع مادی و اسلامی فراوان خود از عوامل قوت اقتصاد ایران هستند.
حالا فقط کافی است.
چالش های مسیر را بشناسیم.
راه های بیرون رفتن از این وضعیت را پیدا کنیم.
به تقویت بخش خصوصی بپردازیم.
و تربیت کنیم نیروهای کارآمدی که معنای اقتصاد را درک می کنند.
هنر را می شناسند.
و توان تلفیق هنر و اقتصاد را توامان با هم دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.