نامه سر به مُهر

درد‌‌‌ و‌‌‌ دل یواشکی و حرفهای خودمانی با خدای مهربون که میگن تو این ماه پنجره دلش به روی همه بنده‌هاش حتی بنده‌های سر‌تا پا گناهش بازه و مهر و محبتش رو ارزونی همه میکنه!

جا مانده در خیال

اگر خدا یک ساعت می‌خوابید اگر خبر‌چینان توبه می‌کردند اگر شرع و حکم فقط قاب روی دیوار بود اگر مردم کر‌و‌کور می‌شدند اگر دوست داشتن‌ها علنی نمی‌شد اگر باد و خورشید جایشان را عوض می‌کردند اگر زمین از حرکت می ایستاد و ساعت به وقت عاشقی کوک می‌شد و اگر خدای زمین همان خدای آسمان‌ها …
ادامه ی نوشته جا مانده در خیال

درد خاموش

فقر کلمه تلخی است اما افراد فقیر عادت کردند که در تضاد با سیاهی فقر رنگین‌کمانی از رنگ‌های شاد را برای خندیدن و زندگی خود دستچین کنند. در این میان به فراخور توان خویش من‌و‌تو هم با درک این موقعیت اجتماعی می‌توانیم گام‌هایی هر‌چند کوچک در جهت فقر‌زدایی برداریم بدون آنکه منتظر معجزه‌ای از جانب صدر‌نشین‌های بی‌دغدغه باشیم‌‌‌!

تقابل ذهن‌ و قلم

این نوشته دسته‌بندی متفاوتی از ادم‌های جامعه است. انسان‌هایی که در مواجهه با رویکردهای تلخ و شیرین اجتماع به دلخواه در جبهه‌ای از جنس سکوت، هیاهو و حتی بی‌تفاوتی سنگر می‌گیرند!