چای روضه

روضه‌‌ی خانگی که‌ می‌روم دلم می‌خواهد سخنرانی هر‌چه زودتر تمام شود،  برسد به جایی که جمع کوچک زنانه با بغض‌های پیدا و پنهان به سر و سینه بزنیم و با صدای آرامی که خواب نامحرمان پریشان نشود، زمزمه کنیم، یا حسین غریب مادر، تویی ارباب دل من…   در مجلس عزای ارباب گریه می‌کنم، می‌خواهم …
ادامه ی نوشته چای روضه

اخلاق به حاشیه رفته است!

ناداستانی تلخ و یکی از هزاران اتفاقی که هر روز بیخ گوشمان می‌افتد.
نسبت به آن بی‌تفاوتیم چون به دیدنش عادت کرده‌ایم…!

روضه خانگی

امروز که‌ زیارت عاشورا می‌خوندم حال دلم جور دیگه‌ای بود. با بقیه‌ی روزها تومنی صدشاهی توفیر داشت. از اول تا آخرش شونه‌هام لرزید و صدای هق‌هق گریه‌هام قطع نشد.‌   محرّم و دل سپردن به روضه‌های قدیمی و غرق شدن تو حال و هوایی که مطمئنم تجربه‌اش کردید. به خودم که اومدم سیاه پوشیده بودم …
ادامه ی نوشته روضه خانگی