خانه‌ای که خواب بود!

دیدید بعضی‌ها دیر به دیر به خونه‌شون سرمی‌زنن. خونه پدری، خونه خودشون و حتی خونه دلشون و چجور بشه که تولد، عروسی و یا زبونم لال ختمی بشه که سر‌و‌کلّه شون پیدا بشه، تازه چای نخورده هم میرن چون کفش‌هاشون هنوز جلوی در جفت و جوره برا رفتن! اگه هم ندیدید چیزی رو از دست…Continue reading خانه‌ای که خواب بود!