بایگانی برچسب: طوفان /سیل /رودخانه /کرونا /مادربزرگ /غرور_پدرانه /پرستو /صدای_شهر /ثانیه‌ها /مادر /باران_اندوه /سکوت_مرگبار /خواستگاری /امید /بازار

اندوه به‌ یاد‌ماندنی

می‌شناختمش. شهره بود به محکم بودن که هیچ طوفانی نمی‌توانست خاطر آرامش را بهم بریزد؛ مثل سنگ وسط رودخانه که هیچ سیلی نمی‌توانست تکانش بدهد.   وقتی حرف می‌زد قدرت و غرور پدرانه از دهانش بیرون می‌ریخت و کسی جرات نداشت کلامش را قطع کند. شیرین حرف می‌زد و همه لذت می‌بردیم. نفسم به نفسش …