دلتنگی شیرین

وقتی پرده سیاه شب با ناز نگاه خدا کنار می‌رود و ستاره‌ها خمیازه کشان به سمت مهتاب می‌روند. آن زمان که صبح می‌شود و خورشید به ضرب و زور از کنار پرده خیالاتم وارد اتاقم می‌شود کوله سفر شبانه‌ام را در جاده رویاهایم رها می‌کنم شال و کلاه کرده و به دنیای نه چندان دوست‌داشتنی…Continue reading دلتنگی شیرین