تنهایی

بدم نمی‌آید در آخرین روزهای پاییزِ بی‌نشان برای ساعاتی هم که شده با تنهایی‌ام هم‌خانه شوم. دوست خوبی که سالهاست  به خیالم آمد‌و‌رفت دارد! زمانی‌که سرم از هجوم‌ رگباری فکر و خیالاتِ آواره، از درد در‌حال منفجر شدن است.   وقتی واژه‌ها بدون ترتیب در ذهنم رژه می‌روند. مواقعی که دلم از زمین و زمان …
ادامه ی نوشته تنهایی